على ربانى گلپايگانى

325

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

با عدم فوق ممتنع است ، و بالعكس ، در اين‌باره نيز در مرحله هشتم مباحث وحدت و كثرت بحث خواهد شد و بيان مىگردد كه متضائفان از نظر وجود و عدم متكافىء مىباشند ، در اين‌جا براساس اين قاعدهء مسلّم بحث مىشود ) . و امكان بالذات ، مانند امكان در ماهيات امكانى ، زيرا اين ماهيات در ذات خود نه اقتضاء ضرورت وجود را دارند و نه اقتضاء ضرورت عدم را . و امكان بالقياس الى الغير ، مانند امكان در مورد دو واجب الوجود بالذات فرضى ؛ زيرا فرض وجود يكى از آن دو در مقايسه با واجب الوجود ديگر ، نه از وجود ديگرى إباء دارد و نه از عدم آن ، زيرا ميان آن دو عليت و معلوليت برقرار نيست ( يكى علت ، و ديگرى معلول او نمىباشد ) و نه آن دو معلول علت سوّمى هستند ، ( زيرا فرض اين است كه هردو واجب الوجود بالذات هستند ، وجوب وجود بالذات با معلوليّت منافات دارد . بنابراين آن دو واجب الوجود فرضى ، فقط وجوب وجود بالذات دارند ، اما وجوب وجود بالغير و بالقياس ندارند ) « 1 » .

--> ( 1 ) مثالى كه در متن آمده است ، مثال فرضى است ، حال آيا در عالم هستى مىتوان مثالى براى امكان بالقياس يافت يا نه ؟ ملاك و معيار امكان بالقياس از كلام مصنف علامه به خوبى روشن شد . و آن اينكه امكان بالقياس در صورتى تحقق مىيابد كه ميان دو موجود رابطه عليت برقرار نباشد و نيز آن دو ، معلول علت سوّم نباشند ؛ اكنون آيا در عالم هستى مثال واقعى براى آن يافت مىشود يا نه ؟ زيرا مثال مذكور در متن فرضى است نه واقعى ؟ . صدر المتالهين ( ره ) آن دسته از موجودات امكانى كه رابطه عليت و معلوليت ميان آنها برقرار نيست را ، مصداق امكان بالقياس دانسته و فرموده است : « و كما فى الموجودات الممكنة بعضها مقيسا الى بعض » ( اسفار ، ج 1 ، ص 159 ) . ولى مرحوم مصنف در نهاية الحكمه فرموده‌اند « و لا امكان بالقياس بين موجودين ، لان الشىء المقيس اما واجب بالذات مقيس الى ممكن او بالعكس و بينهما علية و معلولية و اما ممكن مقيس الى ممكن آخر و هما ينتهيان الى الواجب بالذات » : امكان بالقياس ميان دو موجود تحقق ندارد ، زيرا موجودى كه مقايسه مىشود يا واجب بالذات است كه با ممكن بالذات مقايسه مىشود يا بالعكس ، و ميان واجب بالذات و ممكن بالذات عليت و معلوليت برقرار است ، و يا آنكه موجودى كه مقايسه مىشود ، موجود ممكن است كه با ممكن ديگر مقايسه مىشود . و آن دو سرانجام به واجب بالذات منتهى مىگردند ، يعنى معلول علت ثالث هستند ، و ميان آنها هم ملازمه وجودى حاكم است . -